تبليغاتX
برای او که همیه وجودم برای اوست
 

 


                     برای او که همیه وجودم برای اوست              

 




 


آثار بجا مانده از يك عاشق :

دوستان عاشق

نويسنده :

آمار وبلاگ :
طراح قالب:

لوگوي دوستان

كد جاوا :

تبليغات ويژه قالب ساز :
 
دوست داشتن......

اگر می دانی در این جهان کسی هست که با دیدنش
رنگ رخسارت تغییر می کند
وصدای قلبت آبرویت را به تاراج میبرد
مهم نیست که او مال تو باشد
مهم این است که فقط باشد
زندگی کند ، نفس بکشد و لذّت ببرد

دوست داشتن هميشه گفتن نيست، گاه نگاه است و سكوت

عاشقت خواهم ماند، بي آنکه بداني. دوستت خواهم داشت، بي آنکه بگويم. درد دل خواهم گفت، بي هيچ کلامي. گوش خواهم داد، بي هيچ سخني. در آغوشت خواهم گريست، بي آنکه حس کني. در تو ذوب خواهم شد، بي هيچ حرارتي. اين گونه شايد احساسم نميرد

تو ميروي و من فقط نگاهت ميکنم، تعجب نکن که چرا گريه نميکنم، بي تو يک عمر فرصت براي گريستن دارم اما براي تماشاي تو همين يک لحظه باقي است


نويسنده: مسعود مورخ: چهارشنبه هفدهم بهمن 1386 در ساعت: 6:24 بعد از ظهر
      |+|
چند تا جوک توپ و باحال
يك روز يك تركه ميره زير شكم خر مي خوابه بهش ميگن چرا اينجا خوابيدي ميگه آخه بابام مرده اومدم زير سايه ي عموم بزرگ بشم

يه تركي مي ره جنگ تيري به پيشانيش مي خوره و مي ميره وبعد از شستنش او را نزد مادرش مي برند تا براي اخرين بار او را ببيند و مادرش يك دقيقه همين طوراو را نگاه مي كند ويهو شروع به خنديدن مي كند مي پرسند چرا مي خندي مي گويد خداشكرش تير توي چشمش نخورد

يك روز يك جوجه تيغي يك كيوي رامي بيند به دوست هايش ميگه بچه ها نگاه كنيد داداشم ازسربازي آمده

روباه ميره زير درخت به كلاغ ميگه به به عجب سري چه دمي چه پاي كلاغ ميگه زر نزن من خودم دوم دبستانم.

رشتي يه از خدمت سربازي معاف مي شه. بهش ميگن : واسه ي چي معاف شدي؟ رشتي يه مي گه: واسه اينکه تک پدر بودم!!!

سه تارشتي از غيرتشون براهم تعريف ميکردن. اولي گفت : يه با رفتم خونه ديدم عيالم با يه نره خر توي رختخواب است معطل نکردم تور ماهيگيري را ورداشتم و آمدم از لب پنجره بندازم روشون که پام سر خورد و افتادم روي اونا و تور ماهيگيري افتاد روي هر سه تا مون. آقا هي خنديديم! دومي مي گه : يکبار من در صحنه مشابه رفتم بالاي سرشون و لحافو ازشون برداشتم .او...پسر خاله من بعد از 5 سال حبس آزاد شده بود. هي همديگر رو بغل کرديم و هي بوسيديم... سومي ميگه : برين بابا بي غيرتا...در صحنه مشابه رفتم منزل چاقو رو برداشتم آمدم بهشون بزنم، يارو گفت : چند مي فروشي ؟ گفتم : 80 تومان ....سی تومان استفاده داشت!!!

حرف از سرعت بود .... بين يه آباداني و آمريكايي و فرانسوي فرانسوي ميگه ما برج ايفل رو دو هفته اي ساختيم آمريكايي ميگه ما پل سانفرانسيسكو رو يك هفته اي ساختيم بعد سه تاييشون داشتن تو آبادان رد ميشدن ميرسن پالايشگاه نفت و آمريكاييه و فرانسوي ميگن شما اينجارو چند وقت طول كشيد كه ساختين ؟ ... آبادانيه ميگه : من ۲ روز پيش از اينجا رد شدم اين اينجا نبود

عربه ميره حرم امام رضا دعا ميكنه يا امام رضا يه تويوتا بهم بده چهار پنج بار اين حرفو تكرار كرد لره هم از اون طرف مي گفت يا امام رضا يه هزارتوماني بهم بده چندين بار تكرار كرد عربه عصباني ميشه مگه ولك اين هزارتومان بگير بزار حواسش به ما باشه

توی قزوین کون میذارن پشت ویترین قیمت میزنن دو میلیون تومن!! یه نفر میاد میگه چرا این قدر گرون؟؟ قزوینیه میگه : برای یه خانم دکتر بوده فقط باهاش میگوزیده!!!

یه قزوینیه یه پیر مرد رو برد مهد کودک گفت : ببخشید ، میشه اینو برام خورد کنید

يك روز يك لر با سامسونت بيرون مي آيد همه به او ميخندند علتش چيست ؟چون سامسونت را در سبد گذاشته بود

يه لره داشته با زور هر چه تمام تر وضو مي گرفته بهش ميگن چرا اينقدر محكم وضو ميگيري ميگه : ايتو مكونم كه هيش گوزي باطلش نكنه


نويسنده: مسعود مورخ: چهارشنبه هفدهم بهمن 1386 در ساعت: 6:22 بعد از ظهر
      |+|
يك تركه ميره حرم امام رضا مي بينه شلوغ است دادميزنه شلوغ نكنيد من پارسال آمدم شلوغ كرديد حاجتهاقاطي شد من حامله شدم

چه جوری يه ترک رو شناسايی کنيم ؟؟؟ ۱- اگه ديدی يه بابايی کاپشنش رو کرده زير شلوارش . شلوارش رو هم تا دم دهنش کشيده بالا بدون ....... ۲- اگه ديدی يه بابايی ساعت ۸ شب ۴۰ تا نون بربری زير بغلشه بدون ....... ۳- اگه ديدی يکی تو کافی نت داره با ياهو هلپر چت ميکنه بدون يارو ....... ۴- اگه ديدی طرف تو اتوبان ترمز دستی كشيده بدون ........ ۵- اگه ديدی طرف rd داره پشتش نوشته glxبدون ........ ۵-  اگه ديدی طرف سيگارش رو ميندازه زير پای چپش بعد با پای راستش خاموشش ميکنه بدون ........ ۶- اگه ديدی کسی تا آخر اين نوشته رو ميخونه بدون طرف ترکه !!!

ستاد اقامه ی نماز قزوین اعلام کرد: برای پر شکوهتر شدن نماز جمعه ی این هفته نماز جمعه با ۱۲ رکوع و ۱۴ سجده برگزار میگردد!!

يه قزوينيه توي صف آخر نماز جمعه بوده، تو سجده آخر، يه كم زودتر از بقيه بلند ميشه، يه دفعه با هيجان ميگه: خدايا، به خاطر اين دو ركعت نماز، من مستحق اينه همه نعمت نيستم!

يه روزيه بسيجي عاشق ميشه نوارخالي گوش ميكنه

 یه روز يه موش ميره خونه ي يه اصفهاني سو هاضمه مي گيره ميميره

لره تلويزيون ميخره بعد کنترلشو پس مياره به صاحب مغازه ميگه بيا داداش اين ماشين حساب توش بود ما حرومي بهمون نمياد .

يك لر بعد از 10 دقيقه از باجه تلفن بيرون مياد يه نفر ازش ميپرسه سالم بود ميگه آره فقط آفتابه نداشت

رشتيه رفت كه زنشو بيمه عمر كنه.يارو ازش پرسيدجناب چه بيمه اي بنويسم؟رشتي گفت:بيمه شخص ثالث بنويس!!چون رفت و آمدش زياده

رشتيه غيرتي ميشه بعد به زنش مي گه كجا داري مي ري زنه ميگه دستشوئي رشتيه مي گه تو بشين من خودم مي رم

 

                فقط انصافا نظر یادتون نره

 

 


نويسنده: مسعود مورخ: سه شنبه هشتم آبان 1386 در ساعت: 2:11 بعد از ظهر
      |+|
سکوت رابهانه کن٬ که عشق خواندنی شود
اینم قاب کوچکی از زندگی با احترام

Image hosting by TinyPic

بخوان که از صدای تو ٬ترانه ماندنی شود!

نويسنده: مسعود مورخ: سه شنبه هشتم آبان 1386 در ساعت: 1:40 بعد از ظهر
      |+|
جوک جوک جوک.......................
رشتیه میره خونه میبینه زنش با یک نره خری مشغولند. یارو تا رشتیه رو می‌بینه می‌زنه به چاک و با آخرین سرعتش می‌دوه در می‌ره. رشتیه هم تا اون ور مازندران فحش میده و دنبالش میکنه. آخر یارو می‌رسه لب یک پرتگاه، دیگه هیچ راه فراری نداشته، ‌رشتیه هم همین جور عصبانی داشته دنبالش میومده. مرده میگه: غلط کردم! توروخدا منو نکش! رشتیه میگه: هیس! اول اون دمپایی‌های منو بده

 

رشتیه میره خونه میبینه یه یارو سبیل كلفته رو زنشه، میگه: ببخشید ‌آقا، شما؟‌ یارو میگه: اكبر آقا سبیل كلفت، كاری داشتی؟! رشتیه میگه: نه قربون، من غلط بكنم! روز بعد میاد میبینه این بار یك بچه سوسوله رو زنشه. میگه: جناب شما؟ میگه: من كامیم، كاری داشتین؟ رشتیه میگه: والله من نه، ولی اگه اكبر آقا بشنوند ناراحت میشند!!!

 

به تركه ميگن راسته كه ترك خره ميگه والا يه چيزهايي ميگن ولي ما زير بار نميریم

به غضنفر ميگن چرا آدم نمي شي . ميگه من از اين سوسول بازي ها خوشم نمياد

 

 

یه بابایی چِكِش تو قزوین برمی گرده میفته زندون، با خودش میگه الان اینا ترتیب ما رو میدن، بگذار یكم خالی ببندیم،‌ بلكن بترسند. شروع می كنه میگه: آره من دو نفر رو خفه كردم، تو یك درگیری سه تا پلیس كشتم، شیش تا بی معرفت رو تو یك شب كاردی كردم، همین دیروز هم یك نالوطی رو با ساطور كشتم! یارو قزوینیه بهش میگه: ‌بالام جان تو ما رو هم كشتی!!!

 

يك بابايی پسرش تو قزوين گم ميشه، ميره پاسگاه گذارش ميده. بهش ميگن خوب مشخصات پسرتون چيه؟ ميگه: هشت سالشه، تپله، موهاش بوره، چشاش آبيه، يك شلوار كوتاه هم پاشه. يارو افسره تو ميكروفون ميگه: به كليه واحدها، برادرا توجه كنن، يه تيكه باحال گم شده

 

یه آبادانیه داشته تو دریا غرق می شده عینک آفتابیش رو در می یاره می ذاره رو دمپایی ابریش میگه: کـا ! تو خودتو نجات بده فکر من نباش

 

يه روز يه آباداني عينك ريبون زده بود اما يه شيشه نداشت بهش ميگن اين چه عينكيه زدي؟ميگه ولك توي تَركم

 

 

                   

  فقط انصافا نظر یادتون نره


 


نويسنده: مسعود مورخ: شنبه هفتم مهر 1386 در ساعت: 10:32 بعد از ظهر
      |+|
پیدام کن
چه روزهاي زلالي بود!
هميشه يكي از ما چشم مي گذاشت،
تا بي نهايت ِ بوسه مي شمرد
و ديگري
در حول و حوش ِ شهامت ِ سايه ها پنهام مي شد!
ساده ٬ساده پيدايم مي كردي! پونه پنهان نشين من!
پس چرا در سكوت اين خانه پيدايم نمي كني؟
بيا و سرزده برگرد!
بگو: «-سك سك! مسافر ساده سرودنها!»
من هم قوطي ِ قرصهايم را در جوي روبروي خانه مي اندازم!
قلمم را،
چركنويس هاي تمام ترانه هاي تنهايي را!
بعد شانه شعر را مي بوسم!
مي گويم: «-خداحافظ! واژگان نمناك كوچه و باران!
آخر فرشته فراموشكار ِ من برگشت!»
پياده راه مي افتيم!
از دره گرگها،
تا كوچه دومين پرنده تنها
راه دوري نيست!
كنج دنج كوچه مي نشينيم!
من برايت از تراكم تنهايي اين سالها مي گويم
و تو برايم از حضور ِ دوباره بوسه!
ديگر «كبوتر باز برده» صدايت نمي زنم!
بر ديوار ِ بلند كوچه مي نويسم,
«كبوتر با كبوتر، باز با باز»
باور ميكنم كه عاقبت ِ علاقه به خير است!
كف ِ دست ِ راستم را نشان فالگير ِ پير پُل مي دهم،
تا ببيند كه خط ِ عمرم قد كشيده است
و ديگر مرا از نزديكي نزول نفسهايم نترساند!
آنوقت، ما مي مانيم و تعبير ِ اين همه رؤيا!
ما مي مانيم و برآوردِ اين همه آرزو!
ما مي مانيم و آغوش ِ امن علاقه...

بيا و سرزده برگرد!


 


نويسنده: مسعود مورخ: شنبه هفتم مهر 1386 در ساعت: 10:13 بعد از ظهر
      |+|

Copy Right By: Http://WWW.J28.coo.ir
Sponsored By: Masoud Rezaie

 

>